تبلیغات
بیسکوییت

اول

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:جمعه 31 فروردین 1397-04:40 ب.ظ

اول و اخرهممون این وبلاگی کوفتی ان که یه گوشه دنج اروم خلوته که دست هیچکس بهت نمیرسه..
به بیان برمیگردیم..
biskuit.blog.ir



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

..

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:دوشنبه 20 فروردین 1397-03:19 ب.ظ

بهش میگم: وقتیایی میری حس میکنم تنها ادمی که توی دنیا دوسم داره، ترکم داره میکنه..

وتنهاچیزی که بین ما میمونه سکوت سکوت سکوت..




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دل

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:پنجشنبه 10 اسفند 1396-02:41 ب.ظ

ولی ادمای زندگیت باید بلدت باشن وقتی بلدت باشن دیگه نیازنیست واسه هرحرفت هزاربارتوضیح بدی..هیچکس بهترازتو نمیتونهوبلدباشه منو..

-چه کوفت مزخرفیه این دلتنگی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیا

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:سه شنبه 8 اسفند 1396-10:21 ب.ظ

هروقت حالم بده به خودم میگم الان میایی..وقتی که حالم خوبه میگم الان میایی..هی به خودم میگم میایی میایی میایی توکجای دنیا کنارکی ایستادی که اینقد دستاتو محکم گرفته که نمیزاری بیایی..؟


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دل

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:دوشنبه 7 اسفند 1396-05:58 ب.ظ

کاش یکی بود که وقتی  بهش میگفتیم: "دلمون دردمیکنه" واقعا بفهمه کجامونومیگیم..


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

#

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:شنبه 5 اسفند 1396-12:12 ق.ظ

یه چیزی تو دل ادم میپیچه ته دلش یه جوری میشه حالش بدمیشه عرق سرد روی تنش میشینه و نفس عمیق میکشه سعی میکنه به خودش امید بده که تهش همیشه فنا نیست..


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

_موقت

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:جمعه 4 اسفند 1396-09:31 ب.ظ

زندگیم مث یه کلاف در هم پیچیده شده که هیچی به هیچ جاش نیست و من سردرگم بین این کلاف موندم با این حجم از مشغله فکری هیچ گوهی نمیتونم بخورم..


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برموج غم

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:سه شنبه 1 اسفند 1396-06:27 ب.ظ

ادم هرچقدرهم که قوی باشد یک جایی میان این غروب های غم انگیز بغض گلویش را میگیرد و چشم هایش نم نم ریزش را شروع میکنند..انوقت دیگر اگر خودخداهم بیایید سیل های اشک هایش بند نمی اید که نمی اید..


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از این ستون تا ان ستون

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:سه شنبه 1 اسفند 1396-05:17 ب.ظ

از کی قرارشد اینقد همه جا باشی ولی هیچ جا نباشی..؟


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خستگی

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:دوشنبه 30 بهمن 1396-08:31 ب.ظ


ادم خسته میشود از اینکه هروقت دستش به قلم میرود کل غم های دنیا از نوک قلمش شروع به تراوش میکند و هی بدبختی هایش داخل فرق سرش کوبیده میشود..ادم خسته میشود از این خسته شدن های درتنهایی ، از این خستگی های بی انتها که درحصار تاریکی دنیا خودشان را درقاب زندگی میرقصانند خسته میشود..ادم خسته میشود از گفتن این خسته بودن های تکراری و بی سرسامان که هیچ جای زندگی اش را بخیه نمیزنند، هی بدتر غم را به گوشه دلش سرازیر میکند..ادم از تمام دنیایش خسته میشود که هر وقت در مغزش را میکوبد پیرزنی رنجور از غم هارا مببیند که کلاف بافتنی بدبختی هایش سربه فلک میرسد..ادم خسته میشود از این همه مصیبت جمع شده گوشه دلش که نمیداند زخم چرک کرده سالهایش کی قراراست سر باز کند تا با اشک هایش دنیارا سیل ببرد.ادم هاکه خسته میشوند فقط گوشه ای مینشینند و غم هایشان را روز شب نشخوارمیکنند..ادمهاکه خسته میشوند قفس شیشه ای ازتنهایی را دور خودشان میپیچند و در خود بیشتر جمع میشوند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اینجاهمه ازعشق و وفا هیچ نگویند..

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1396-11:46 ق.ظ

شب که میشود چشم هایم را دور چال های گونه ات حلقه میکنم و اشک هایم بوسه میشود بر روی چهره ای مات از رویایت..





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

من و توکم بودیم..

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:یکشنبه 22 بهمن 1396-08:48 ق.ظ

میگفت ادمها را نمیشود با چنگ و دندان نگه داشت  ادمهای رفتنی همیشه رفتنی اند..امروز نروند فردا میروند..فردا نروند دوساعت دیگر میروند..

اصلا دنیا دنیای امدن ها و رفتن هاست کسی میرود، دیگری می اید.

 درست است، زخم هایی که بر روی تنت ادمها میکارند پاک نمیشوند ;و ممکن است هرروز درد کنند هر روز عفونت کنند و خون بالا بیاوری..هر روز اشک شوی و بغض شوی..ولی بهتر است بگذاری بروند وقتی که میروند جای خالیشان درد میکند، توی ذوق میرند نبودشان، ولی اگر بمانند دیگر ادمهای سابق نمیشوند هی هر روز زخمی ات میکنند، هی هر روز جانت را به لبت میرسانند ، و هی اشک را در کاسه چشمانت خشکـ میکنند..

من هیچ کدام از حرف هایش را گوش نمیدادم  دوست داشتم ادمهارا با چنگ و دندان حفظ کنم تا باشند و زخم بزنند اصلا باشند و دلم را خون کنند..

به دنبال ادمها میدویدم تا نروند هی به دندان میگرفتمشان و باخود میبردم..هی محکم تر دستشان را میگرفتم تا از دستم در نروند..هی در میان اشک هایم سفت بغلشان میکردم..و ادمها مرا نمیدیدند ادمها دوست داشتنم را نمیدیدند اشک هایم را نمیدیدند ..انقدر مرا ندیدند و ندیدند.. انقدر چشم هایشان را بستند که برایم توده های سرطانی شدند و تمام تنم را در برگرفتند که هر لحظه یکجای بدنم درد میکند از زخم هایشان از خنجر هایی که بر روحم فرو کردند از زخم زبان هایشان از ناجوان مردی هایشان ..و من مسکوت تر از قبل به  توده های سرطانی شان که روز به روز رشد میکند و جایی میان گلویم را میفشارد وتمام تنم را اشک میکند که چشم ها دست ها پاهایم جاری میشود فقط چشمان سردم را میدوزم..و ادمها بی وفاتراز همیشه بازهم مرا نمیبینند






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اهوم اهوم

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:شنبه 21 بهمن 1396-11:01 ب.ظ

شاید اگه خودمون خودمونو دوست نداشته باشیم ازینم که هستیم تنهاترمیشیم..






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اکو

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:شنبه 21 بهمن 1396-10:58 ب.ظ

نگاهش میکنم وقتی داد میزند فقط چشم هایم را به درون حلقش سوق میدهم تا لرزش زبان کوچکش را ببینم..چشمانم را بالا نمی اورم دلم نمیخواهد چشمانی که یک روز عاشقانه مرا به اغوش گرفتند حال از بی تفاوتی برق بزنند..دوست دارم اخرین نگاهش همان نگاهی باشد که در اغوشش فشرده شدم پر از محبت ،حتی اگر هوس هم بود برق چشمانش بازهم زیبا بود..دستانم را روی گوش هایم میگذارم و سعی میکنم  اخرین نواهای عاشقانه اش را در زیر گوشم به یاد اورم و این دوستت ندارم هارا با صدای کسی که هرشب با شب بخیرش به خواب میرفتم نشنوم..

او داد میزند و تف نفرتش را در صورتم می اندازد و دود از کله اش بلند میشود و هی پرقدرت فریادش را به چهار ستون بدنم می اندازد..او هیچوقت نمیفهمد من برای نفهمیدن حرف و ها برق چشمانش چقدر تلاش کردم و باز با بی رحمی ضرباتش را بر روحم روانه میکرد..او نفهمید و رفت من ماندم و ادمی که هرشب در سرش چند فریاد و اکو میشود و و در زیر پتو نفس هایش به شمار می افتد..





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرگ

نویسنده :الوندا وین
تاریخ:شنبه 21 بهمن 1396-03:46 ب.ظ

وقتی توی خودت فرو میری و باهرنفسی که میکشی سیگار بین لبات روشن تر میشه من توی مغزم هر لحظه مرگتو تصور میکنم و خودم پا به پات میمیرم..






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2